دلنوشته هایم
تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست ...
به رسم شهر دلتنگم ،نگاهم رازیارت کن
نگاه پر نیازم را به چشمانت، تو دعوت کن
تو می گفتی اگر رفتم ،حلالم کن غمی دارم
برو باشه ولی من هم خدا و عالمی دارم
برو باشه ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است
بدان من گریه می کردم،
از این دنیا دلم تنگ است....
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان افتاب را بی تابم آنچنان که درختان برای باد یاکودکان خفته به گهواره تاب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را...... (قیصر) التماس دعا تو چه ساده ای و من چه سخت تو پرنده ای و من درخت آسمان همیشه مال توست ابر زیر بال توست من ولی همیشه گیر کرده ام تو به موقع می رسی و من سال هاست دیر کرده ام خوش به حال تو که می پری راستی چرا دوست قدیمی ات – درخت را – با خودت نمی بری؟ فکر می کنم توی آسمان تو جا برای یک درخت هست هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را رو به ما نبست یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار یا مرا ببر توی آسمان آبی ات بکار خواب دیده ام دستهای من آشیانه ی تو می شود قطره قطره قلب کوچکم آب و دانه تو می شود شب ستاره ها از تمام شاخه های من تاب می خورند ریشه های تشنه ام توی حوض خانه خدا آب می خورند من همیشه خواب دیده ام ولی... راستی هیچ فکر کرده ای یک درخت ، توی باغ آسمان چقدر دیدنی ست؟! ریشه های ما اگر چه گیر کرده است میوه های آرزو ولی رسیدنی ست! نظر آهاری
| Design By : Night Skin |

